۱۳۸۹/۰۲/۰۳

اسلام راستین ضدنظام برده داری و کنیزداری

بسم الله الرحمن الرحیم

يكي از دستاويزهايي كه از سوي قرآن ستيزان پيوسته براي تخطئه و منكوب كردن دين مبين اسلام تقرير شده،موضوع پذيرش برده داري و كنيزداري است؟! و گفته ميشود ديني كه برده داري و كنيزداري را تأييد كند نميتواند مدافع كرامت و آزادي انسانها باشد. در صورتي كه از همان آغاز ظهور اسلام راستين، تبعيض نژادي و امتياز طبقاتي به صراحت منع گرديده و يگانه معيار فضيلت انسانها نزد پروردگار تقواست.

سوره حجرات 13

إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ﴿13﴾همانا گراميترين شما نزد خدا با تقواترين شماست

* نفي اربابان تصنعي

سوره آل عمران 64

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴿64﴾ بگو اى اهل كتاب بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم كه جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به اربابي نگيرد پس اگر [از اين پيشنهاد] اعراض كردند بگوييد شاهد باشيد كه ما مسلمانيم [نه شما] (64)

همواره جباران و اشراف و بسياري از روحانيون در طول تاريخ با به بندگي كشاندن انسانها نظام برده داري و كنيزداري را در ميان جامعه بشري اداره ميكردند و كنيزان خود را به منظور افزايش ثروت خويش به زور به روسپي گري و فحشاء مي گماردند. در اين راستا خدعه كاران مذهبي و دكانداران ديني نيز با تحريف ،كتمان و قلب حقايقِ قرآن و محور قراردادن احاديث و روايات و تاريخ مجعول ، نظام برده داري و كنيزداري را استخراج؟! و ترويج داده و اسلام را مدافع آن ميدانستند و در اين راستا مقلدين آنها نيز بواسطة ذهنيت غلطي كه از موضوع داشتند به تأييد و ترويج اين لاطائلات ضد قرآني پرداخته و در نتيجه اسلام را مدافع نظام برده داري و كنيزداري اعلام نمودند.

علامه طباطبائي در تفسير الميزان جلد 4 صفحه 425 در توضيح " مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ " سوره نساء آيه 24 مينويسد:

"ازدواج با محارم حرام است به استثناي كنيزان كه در عين اينكه شوهر دارند ازدواج با آنها حلال است به اين معنا كه صاحب كنيز كه او را شوهر داده ميتواند بين كنيز و شوهرش حائل شود، و در مدت استبراء نگذارد با شوهرش تماس بگيرد، وآنگاه خودش با او همخوابگي نموده، دوباره به شوهرش تحويل دهد، كه سنت هم بر اين معنا وارد شده

است ". در پاره اي از تفاسير مذهبيون در توضيح عبارت فوق عنوان نموده اند كه آنها كنيز و مُلك يمين صاحبش بوده و هيچ اختياري از خود ندارند و صاحب كنيز ميتواند او را بصورت كالا بفروش برساند و يا زنان كفار و مشركيني هستند كه در زمان جنگ به اسارت قواي مسلمين درآمده و مجاهدين ميتوانند آنها را به اختيار خويش درآورده و با آنها همبستر شوند؟! حال به بررسي آيات قرآن بپردازيم كلمه ی" مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ " در معناي لغوي " آنچه مالك است سوگندها(پيمانها) شما"(أَيْمَان:سوگند-پيمان) ميباشد و اينان زنان كفارِ مهاجرِ تازه مسلمان شده اي هستند كه با هجرت كردن به سوي مسلمانان ، با آنها صاحب پيمان ميگرديند و موارد سوگندنامه در سوره ممتحنه آيه 12 دقيقاً اشاره گرديده:

* قرآن و نفي كنيزداري

سوره ممتحنه آيات 10

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿10﴾ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چون زنان با ايمان مهاجر نزد شما آيند آنان را بيازماييد خدا به ايمان آنان داناتر است پس اگر آنان را باايمان تشخيص داديد ديگر ايشان را به سوى كافران بازنگردانيد نه آن زنان بر ايشان حلالند و نه آن [مردان] بر اين زنان حلال و هر چه خرج [اين زنان] كرده‏اند به [شوهران] آنها بدهيد و بر شما گناهى نيست كه در صورتى كه مهرشان را به آنان بدهيد با ايشان ازدواج كنيد و چنگ نزنيد به عصمتهاي زنان كافر شده و آنچه را شما [براى زنان مرتد و فرارى خود كه به كفار پناهنده شده‏اند] خرج كرده‏ايد [از كافران] مطالبه كنيد و آنها هم بايد آنچه را خرج كرده‏اند [از شما] مطالبه كنند اين حكم خداست [كه] ميان شما داورى مى‏كند و خدا داناى حكيم است (10)

* موارد سوگندنامه:

سوره ممتحنه آيه 12

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَن لَّا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿12﴾ اى پيامبر چون زنان باايمان نزد تو آيند كه [با اين شرط] با تو بيعت كنند كه چيزى را با خدا شريك نسازند و دزدى نكنند و زنا نكنند و فرزندان خود را نكشند و بچه‏هاى حرامزاده پيش دست و پاى خود را با بهتان [و حيله] به شوهر نبندند و در [كار] نيك از تو نافرمانى نكنند با آنان بيعت كن و از خدا براى آنان آمرزش بخواه زيرا خداوند آمرزنده مهربان است (12)

سوره مؤمنون آيات 5 الي 6

وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ﴿5﴾ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ﴿6﴾ و كسانيكه براي شكافهاي"عورتها" خويش نگه دارنده اند (5) مگر در مورد همسرانشان يا آنچه مالك است پيمانهاي ايشان"زنان كفارِمهاجرِ تازه مسلمان شده اي كه با مؤمنان نكاح كرده اند" كه در اين صورت بر آنان نكوهشى نيست (6)

سوره نساء آيه 23 الي 25

حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاَتُكُمْ وَبَنَاتُ الأَخِ وَبَنَاتُ الأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللاَّتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَآئِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللاَّتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَآئِكُمُ اللاَّتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلاَئِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلاَبِكُمْ وَأَن تَجْمَعُواْ بَيْنَ الأُخْتَيْنِ إَلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا﴿23﴾وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿24﴾وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿25﴾نكاح (اينان) بر شما حرام شده است مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‏هايتان و خاله هايتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادرهايتان كه به شما شير داده‏اند و خواهران رضاعى شما و مادران زنانتان و دختران همسرانتان كه [آنها دختران] در دامان شما پرورش يافته‏اند و با آن همسران همبستر شده‏ايد پس اگر با آنها همبستر نشده‏ايد بر شما گناهى نيست و زنان پسرانتان كه از پشت‏خودتان هستند و جمع دو خواهر با همديگر مگر آنچه كه در گذشته رخ داده باشد كه خداوند آمرزنده مهربان است (23) و زنان شوهردار [نيز بر شما حرام شده است] مگر آنچه مالك است پيمانهاي شما" زنان كفارِمهاجرِتازه مسلمان شده در صورتي كه با آنها نكاح كرده و مهر ايشان را بدهيد" [اين] فريضه الهى است كه بر شما مقرر گرديده است و غير از اين [زنان نامبرده] براى شما حلال است كه [زنان ديگر را] به وسيله اموال خود طلب كنيد در صورتى كه پاكدامن باشيد و زناكار نباشيد ،پس هر چه كامياب شويد از ايشان(زنان مورد اشاره فوق) به آنها مهرهاي ايشان را به واجب بدهيد و بر شما گناهى نيست در آنچه تفاهم كنيد به آن بعد از مهر مقرر، همانا خداوند داناى حكيم است (24) و آنكس از شما كه توانائي مالي ندارد كه نكاح با زنان مؤمن كند پس از آنچه مالك است پيمانهاي شما"زنان كافرِمهاجرِتازه مسلمان شده) از دختران جوان با ايمان ، و خدا به ايمان شما داناتر است [همه] از يكديگريد پس آنان را با اجازه خانواده‏شان به همسرى [خود] درآوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [به شرط آنكه] پاكدامن باشند نه زناكار و دوست‏گيران پنهانى نباشند پس چون به ازدواج [شما] درآمدند اگر مرتكب فحشا شدند پس بر آنان نيمى از عذاب [=مجازات] زنان(زنان مؤمنه كه شرايط زنان كفارِمهاجرِتازه مسلمان شده را ندارند) است اين براى كسى از شماست كه از آلايش گناه بيم دارد و صبر كردن براى شما بهتر است و خداوند آمرزنده مهربان است (25)

سوره نساء آيه 2 الي 3

وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا ﴿2﴾وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ ﴿3﴾و اموال يتيمان را به آنان [باز]دهيد و [مال پاك] و [مرغوب آنان ] را با [مال] ناپاك [خود] عوض نكنيد و اموال آنان را همراه با اموال خود مخوريد كه اين گناهى بزرگ است (2) و اگر در اجراى عدالت ميان دختران يتيم(دختران و زنان بيوه اي كه تحت سرپرستي مؤمنان قرار ميگرفتند و در ازاي پول براي آنها كار ميكردند) بيمناكيد پس ازدواج بدهيد(فعل متعدي) آنچه پاك باشد براي شما دو دو سه سه چهار چها(بصورت دسته جمعي مخارج عروسي آنها را تقبل كنيد و آنها را ازدواج بدهيد) پس اگر بيم داريد كه به عدالت رفتار نكنيد پس يكي يكي( بصورت انفرادي هزينه عروسي آنها را تقبل نموده و ازدواج بدهيد) يا آنچه مالك است سوگندهاي شما(زنان كافرِمهاجرِتازه مسلمان شده) اين نزديكتر است به آنكه ستم نكنيد( اموال يتيمان و بي سرپرستاني كه تحت قيموميت شما قرار گرفته اند را به ناروا نخوريد و آنها رابصورت انفرادي و دسته جمعي ازدواج بدهيد). (3)

سوره نحل آيه 71

وَاللّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فِي الْرِّزْقِ فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُواْ بِرَآدِّي رِزْقِهِمْ عَلَى مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَوَاء أَفَبِنِعْمَةِ اللّهِ يَجْحَدُونَ ﴿71﴾و خدا بعضى از شما را در روزى بر بعضى ديگر نعمت(گشايش) داده است و[لى] كسانى كه فزونى يافته‏اند روزى خود را به آنچه مالك است پيمانهاي ايشان خود نمى‏دهند تا در آن با هم مساوى باشند آيا باز نعمت‏خدا را انكار مى‏كنند (71)

سوره نساء 36

وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا ﴿36﴾ و خدا را بپرستيد و چيزى را با او شريك مگردانيد و به پدر و مادر احسان كنيد و در باره خويشاوندان و يتيمان و مستمندان و همسايه خويش و همسايه بيگانه و همنشين و در راه‏مانده و آنچه مالك است پيمانهاي ايشان ( زنان كافرِ مهاجرِ تازه مسلمان شده )كه خدا كسى را كه متكبر و فخرفروش است دوست نمى‏دارد (36)

سوره نور 31

وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿31﴾ وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿32﴾وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاء إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِّتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿33﴾به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعاً از آن پيداست و بايد پوششهاي خود را بر گريبانهاي خود بيفكنند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان همكيش خود يا آنچه مالك است پيمانهاي ايشان(زنان كافرِ مهاجرِ تازه مسلمان شده) يا خدمتكاران مرد كه [از زن] بى‏نيازند يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكرده‏اند آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونه‏اى به زمين] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مى‏دارند معلوم گردد اى مؤمنان همگى [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار شويد (31) ازدواج دهيد بى‏همسران خود را از ميان خودتان و شايستگان از كارگران مرد و كارگران زن اگر تنگدستند خداوند آنان را از نعمت خويش بى‏نياز خواهد كرد و خدا گشايشگر داناست (32) و كسانى كه [وسيله] زناشويى نمى‏يابند بايد عفت ورزند تا خدا آنان را از نعمت(گشايش) خويش بى‏نياز گرداند و كسانيكه خواستار مكاتبت (نكاح)خويش هستند از آنچه مالك است پيمانهاي ايشان(زنان كفارِ مهاجرِ تازه مسلمان شده)، پس كتابت كنيد(عقد قرارداد نكاح) بنديد ايشان را ، اگر مي دانيد در آن خيري است و به آنها بدهيد از مال(ثروت) كه خداوند به شما داده است و دختران جوان از ايشان را به روسپي گري وادار نكنيد تا بجوييد بهرة زندگاني دنيا را و هر كس آنان را به زور وادار كند در حقيقت‏خدا پس از اجبار نمودن ايشان [نسبت به آنها] آمرزنده مهربان است (33)

سوره نور58

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاء ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿58﴾اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد قطعاً بايد آنچه مالك است پيمانهاي شما(زنان كافرِ مهاجرِ تازه مسلمان شده) و كسانى از شما كه به [سن] بلوغ نرسيده‏اند سه بار در شبانه روز از شما كسب اجازه كنند پيش از نماز بامداد و نيمروز كه جامه‏هاى خود را بيرون مى‏آوريد و پس از نماز شامگاهان [اين] سه هنگام برهنگى شماست نه بر شما و نه بر آنان گناهى نيست كه غير از اين [سه هنگام] گرد يكديگر بچرخيد [و با هم معاشرت نماييد] خداوند آيات [خود] را اين گونه براى شما بيان مى‏كند و خدا داناى سنجيده‏كار است (58)

سوره احزاب 50 الي 52

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿50﴾تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا ﴿51﴾ لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا ﴿52﴾اى پيامبر ما براى تو آن همسرانى را كه مهرشان را داده‏اى حلال كرديم وآنچه مالك است پيمانهاي تو (پيمان و بيعت زنان كافرِ مهاجرِ تازه مسلمان شده با تو) از آنچه خداوند بر تو وفا كرد و دختران عمويت و دختران عمه‏هايت و دختران دايى تو و دختران خاله‏هايت كه با تو مهاجرت كرده‏اند و زن مؤمنى كه خود را به پيامبر ببخشد(مهر خويش را ببخشد) درصورتى كه پيامبر بخواهد او را به زنى گيرد ويژه توست نه ديگر مؤمنان ، همانا دانستيم آنچه را فرض كرديم برايشان در همسران ايشان و آنچه مالك است پيمانهاي ايشان( زنان كافرِمهاجرِتازه مسلمان شده) تا بر تو مشكلي نباشد و خداوند آمرزندة مهربان است (50) نوبت هر كدام از آن زنها را كه مى‏خواهى به تأخير انداز و هر كدام را كه مى‏خواهى پيش خود جاى ده و بر تو باكى نيست كه هر كدام را كه ترك كرده‏اى [دوباره] طلب كنى اين نزديكتر است براى اينكه چشمانشان روشن گردد و دلتنگ نشوند و همگى‏شان به آنچه به آنان داده‏اى خشنود گردند و آنچه در دلهاى شماست‏خدا مى‏داند و خدا همواره داناى بردبار است (51) حلال نيست برايت زنان از اين پس و نه آنكه برگزيني به جاي آنان همسراني و هر چند تُرا خوش آيد مگر آنچه مالك است پيمانهاي تو و خدا بر همه چيز مراقب است (52)

سوره احزاب 55

لَّا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبَائِهِنَّ وَلَا أَبْنَائِهِنَّ وَلَا إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء أَخَوَاتِهِنَّ وَلَا نِسَائِهِنَّ وَلَا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ وَاتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا ﴿55﴾بر زنان در مورد پدران و پسران و برادران و پسران برادران و پسران خواهران و زنان [همكيش] و آنچه مالك است پيمانهاي ايشان( زنان كفارِمهاجرِ تازه مسلمان شده) گناهى نيست [كه ديده شوند] و بايد از خدا پروا بداريد كه خدا همواره بر هر چيزى گواه است (55)

سوره معارج آيه 30

وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ﴿29﴾إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ﴿30﴾و كسانى كه عوتهاي خويش را حفظ مى‏كنند (29) مگر بر همسران خود يا آنچه مالك است پيمانهاي ايشان( زنان كافرِ مهاجرِ تازه مسلمان شده اي كه مهر ايشان را پرداخته و با ايشان نكاح كرده باشيد )مورد نكوهش نيستند (30)

* قرآن و آزاد كردن بردگان(كساني كه زندگي اسارت باردارند):

سوره مائده آيه 89

لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿89﴾خدا شما را به سوگندهاى بيهوده‏تان مؤاخذه نمى‏كند ولى به سوگندهايى كه [از روى اراده] مى‏خوريد [و مى‏شكنيد] شما را مؤاخذه مى‏كند و كفاره‏اش خوراك دادن به ده بينواست از غذاهاى متوسطى كه به كسان خود مى‏خورانيد يا پوشانيدن آنان يا آزاد كردن برده اي و كسى كه [هيچ يك از اينها را] نيابد [بايد] سه روز روزه بدارد اين است كفاره سوگندهاى شما وقتى كه سوگند خورديد و سوگندهاى خود را پاس داريد اين گونه خداوند آيات خود را براى شما بيان مى‏كند باشد كه سپاسگزارى كنيد (89)

سوره مجادله آيه 2 الي 4

الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنكَرًا مِّنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ ﴿2﴾ وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِن نِّسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿3﴾فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا فَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا ذَلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿4﴾

از ميان شما كسانى كه زنانشان را ظهار مى‏كنند [و مى‏گويند پُشت تو چون پُشت مادر من است] آنان مادرانشان نيستند مادران آنها تنها كسانى‏اند كه ايشان را زاده‏اند و قطعاً آنها سخنى زشت و باطل مى‏گويند و[لى] خدا مسلما درگذرنده آمرزنده است (2) و كسانى كه زنانشان را ظهار مى‏كنند سپس از آنچه گفته‏اند پشيمان مى‏شوند بر ايشان [فرض] است كه پيش از آنكه با يكديگر همخوابگى كنند برده اي را آزاد گردانند اين [حكمى] است كه بدان پند داده مى‏شويد و خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است (3) آن كس كه [بر آزادكردن برده] دسترسى ندارد بايد پيش از تماس [با زن خود] دو ماه پياپى روزه بدارد و هر كه نتواند بايد شصت بينوا را خوراك بدهد اين [حكم] براى آن است كه به خدا و فرستاده او ايمان بياوريد و اين است‏حدود خدا و كافران را عذابى پردرد خواهد بود (4)

* قتال دو گروه از مؤمنان در قرآن اشاره شده و آزاد كردن بردگان مؤمن(مؤمناني كه زندگي اسارت بار دارند در اسلامِ قرآني تجويز شده است):

سوره حجرات آيات 9 اي 10

وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿9﴾ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿10﴾ اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ميان آن دو را اصلاح دهيد و اگر [باز] يكى از آن دو بر ديگرى تعدى كرد با آن [طايفه‏اى] كه تعدى مى‏كند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد كه خدا دادگران را دوست مى‏دارد (9) در حقيقت مؤمنان با هم برادرند پس ميان برادرانتان را سازش دهيد و از خدا پروا بداريد اميد كه مورد رحمت قرار گيريد (10)

سوره نساء آيه 92

وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَن يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلاَّ خَطَئًا وَمَن قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَئًا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلاَّ أَن يَصَّدَّقُواْ فَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّكُمْ وَهُوَ مْؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِّيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةً فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِّنَ اللّهِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿92﴾ و هيچ مؤمنى را نسزد كه مؤمنى را جز به اشتباه بكُشد و هر كس مؤمنى را به اشتباه كُشت بايد برده مؤمنى را آزاد و به خانواده او خونبها پرداخت كند مگر اينكه آنان گذشت كنند و اگر [مقتول] از گروهى است كه دشمنان شمايند و [خود] وى مؤمن است [قاتل] بايد برده مؤمنى را آزاد كند [و پرداخت‏خونبها لازم نيست] و اگر [مقتول] از گروهى است كه ميان شما و ميان آنان پيمانى است بايد به خانواده وى خونبها پرداخت نمايد و برده مؤمنى را آزاد كند و هر كس [برده] نيافت بايد دو ماه پياپى به عنوان توبه‏اى از جانب خدا روزه بدارد و خدا همواره داناى سنجيده‏كار است (92)

سوره بقره آيه 177 الي 178

لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ﴿177﴾يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿178﴾ نيكوكارى آن نيست كه روى خود را به سوى مشرق و [يا] مغرب بگردانيد بلكه نيكى آن است كه كسى به خدا و روز بازپسين و فرشتگان و كتاب [آسمانى] و پيامبران ايمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان و گدايان و در [راه آزاد كردن] بردگان بدهد و نماز را برپاى دارد و زكات را بدهد و آنان كه چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زيان و به هنگام جنگ شكيبايانند آنانند كسانى كه راست گفته‏اند و آنان همان پرهيزگارانند (177) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد در باره كُشتگان بر شما [حق] قصاص مقرر شده آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض زن( قانون مساوات در اجراي حكم قصاص و عدم تعدي از آن"يعني اگر قاتل يك نفر از خانواده شما را كُشته، شما بايستي همان فرد را قصاص كنيد نه كُل خانواده قاتل را") و هر كس كه از جانب برادر [دينى]اش [يعنى ولى مقتول] چيزى [از حق قصاص] به او گذشت‏شود [بايد از گذشت ولى مقتول] به طور پسنديده پيروى كند و با [رعايت] احسان [خونبها را] به او بپردازد اين [حكم] تخفيف و رحمتى از پروردگار شماست پس هر كس بعد از آن از اندازه درگذرد وى را عذابى دردناك است (178)

سوره توبه آيه 60

إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿60﴾ صدقات تنها به تهيدستان و بينوايان و متصديان [گردآورى و پخش] آن و كسانى كه دلشان به دست آورده مى‏شود و در [راه آزادى] بردگان و وامداران و در راه خدا و به در راه مانده اختصاص دارد [اين] به عنوان فريضه از جانب خداست و خدا داناى حكيم است (60) (* رقاب جمع رقبه: بردگان)

سوره نحل آيات 74 الي 76

وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقًا مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ شَيْئًا وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ ﴿73﴾فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ﴿74﴾ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿75﴾ وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿76﴾و به جاى خدا چيزهايى را مى‏پرستند كه در آسمانها و زمين به هيچ وجه اختيار روزى آنان را ندارند و [به كارى] توانايى ندارند (73) پس براى خدا مثل نزنيد كه خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد (74) خدا مثلى مى‏زند بنده‏اى است مملوك كه هيچ كارى از او برنمى‏آيد آيا [او] با كسى كه به وى از جانب خود روزى نيكو داده‏ايم و او از آن در نهان و آشكار انفاق مى‏كند يكسانست ‏سپاس خداى راست [نه] بلكه بيشترشان نمى‏دانند (75) و خدا مثلى [ديگر] مى‏زند دو مردند كه يكى از آنها گنگ است و هيچ كارى از او برنمى‏آيد و او سربار سرپرست خويش مى‏باشد هر جا كه او را مى‏فرستد خيرى به همراه نمى‏آورد آيا او با كسى كه به عدالت فرمان مى‏دهد و خود بر راه راست است ‏يكسان است (76)

چنانكه مشاهده ميشود در هر دو آيه متوالي فوق به صراحت و دو بار تكرار شده است كه آنچه ميگويد ضرب المثل است و ديگر آنكه محدويتهاي بنده مملوك ( فردي كه قادر به توانائي هيچ كاري نيست) را با مردي كه انفاق كرده و به عدالت رفتار ميكند را مقايسه ميكند(* عبد: بنده)

سوره بلد آيات 12 الي 13

وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ ﴿12﴾ فَكُّ رَقَبَةٍ ﴿13﴾ و تو چه دانى كه آن گردنه [سخت] چيست (12) برده اي را آزادكردن (13)(* رقبه مفرد و به معناي برده است)

در آيات فوق اصرار بر آزادي و رهائي رقبه(برده) است نه گرفتار كردن و نگهداري آن ، با اين حال در قرآن اصل بر آزادي برده و لغو نظام برده داري است وضمناً آزادي بردگان مختص به زمان و مكان خاصي نبوده و در قرن حاضر شاهد برده داري نويني هستيم كه اكثريت توده هاي مستضعف جوامع بشري به زندگي برده وار( اسارت بار) خويش تحت عناوين بردگان مُزدي و بردگان جنسي و غيره... به روزمرگي خويش ادامه ميدهند پس بر مسلمين و موحدين واجب است در حد وسع و توانائي خويش با اعطاي صدقات آنها را از زندگي اسارت بار نجات دهند.

آري برده داري يكي از زشت ترين پديده هاي جامعة بشري است كه مظهر پايمال سازي كرامت و انسانيت انسان است.

والسلام- عبدالرحمن حنيف

افسانه ی شفاعت

بسم الله الرحمن الرحیم
شفاعت از ماده " شفع" به معني " زوج" و " جفت" ميباشد و در اصطلاح عوام به معني درخواست معصومين؟! از خداوند براي گذشتن از عِقاب گناهكاران و مورد عفو قرار دادن معصيت كاران است. هرچند قرآن مکرر شرح مى دهد که در روز قضاوت شفاعتى وجود نخواهد داشت،ولى مسلمين بواسطه ی تبعيت كوركورانه و تقليدوار خويش از "حديث و سنت" كذائي ، فريب جعالان ضالين و دجالان مضلين را خورده اند آري خدعه كاران مذهبي با قلب حقايق قرآني بالاخص مفهوم شفاعت، شفيع تراشي را باب كرده و بسياري از مستضعفين را كه ماهيت قرآني پيدا نكرده اند را از مسير صراط المستقيم توحيدي خارج كرده اند
سوره بقره آيه 254
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿254﴾
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از آنچه به شما روزى داده‏ايم انفاق كنيد پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن نه داد و ستدى است و نه خويشاوندي و نه شفاعتى و كافران خود ستمكارانند
از اين آيه استنباط ميگردد شفاعت هم آنگونه كه عوام ميپندارند وجود ندارد * در قيامت حاكم مطلق فقط خداست
سوره رعد 41
وَاللّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿41﴾
و خداست كه حكم مى‏كند، براى حكم او باز دارنده‏اى نيست و او به سرعت ‏حسابرسى مى‏كند (41)
* خداوند درباره قدرتش و عجز تمامي مخلوقات به عيسي پرستان ميفرمايد:
سوره مائده آيه 17
لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَآلُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ اللّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿17﴾
كسانى كه گفتند خدا همان مسيح پسر مريم است مسلماً كافر شده‏اند بگو اگر [خدا] اراده كند كه مسيح پسر مريم و مادرش و هر كه را كه در زمين است جملگى به هلاكت رساند چه كسى در مقابل خدا اختيارى دارد فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است از آن خداست هر چه بخواهد مى‏آفريند و خدا بر هر چيزى تواناست (17)
* در روز قيامت حاكم مطلق فقط خداست
سوره غافر آيه 16
يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ ﴿16﴾
آن روز كه آنان ظاهر گردند چيزى از آنها بر خدا پوشيده نمى‏ماند امروز فرمانروايى از آن كيست ؟ از آن خداوند يكتاى قهار است (16)
سوره انبياء آيات 27 الي 28
وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ ﴿27﴾ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ ﴿28﴾
و ايشان(پيامبران) به دستور او كار مى‏كنند(پيرو احكام الهي هستند) (27) ميداند آنچه فراروى آنان و آنچه پُشت‏سرشان است (خدا گذشته و آينده شان را ميداند) و نمي توانند شفاعت كنند جز براي آنان كه (خدا) از آنان خشنود است و ايشان(پيغمبران) از بيم او (خدا) هراسانند( پيغمبران نگران وضع خودشان هستند) (28) خيلى از کسانى که خودشان را مسلمان مى شناسند مفهوم شفاعت را براى بسيارى از مقدسين و امامان تعميم داده اند .
سوره يونس 18
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿18﴾
و عبادت ميكنند جز خدا آنچه را كه نه زيانشان مي رساند و نه سودي و مي گويند كه ايشان شفيعان ما هستند نزد خدا، بگو آيا آگاهي مي دهيد خدا را بدآنچه خود نمي داند در آسمانها و نه در زمين منزه و برتر است او از آنچه شرك مي ورزند
مفهوم شفاعت ايجاب مى کند که خدا شريکانى داشته باشد که از طرف مردم با او شفاعت کنند.به اين دليل، اعتقاد به شفاعت غير خدا يعنى شرک و کسانى که باور دارند که حضرت محمد و يا هر كس ديگري جز خدا در فرداي قيامت شفيع ما خواهد بود در واقع مقام الوهيت به اين بندگان بخشيده و دچار شرك صريح گرديده اند. شفاعت معصومين؟!در احاديث و روايات مجعول مكرراً اشاره شده وچنانكه مي بينيم بازار اين افترائات و خرافات رايج است. قرآن بوضوح شفاعت را به عنوان شرک مشخص مى کند، و معيارى بزرگ را اعلام مى کند؛ کسانى که به شفاعت غير خدا ايمان دارند تحمل و ظرفيت اينكه خدا به تنهائي ياد شود را نداشته و بايستي معبود هايشان را در کنار خدا ذکر کنند.
سوره غافر آيه 12
ذَلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ ﴿12﴾
اين [كيفر جهنم] از آن روى براى شماست كه چون خدا به تنهايى خوانده مى‏شد كفر مى‏ورزيديد و چون به او شرك آورده مى‏شد آن را باور مى‏كرديد پس [امروز] فرمان از آن خداى والاى بزرگ است (12)
* شفاعت همه در اختيار خداست
سوره زمر آيات 43 الي 45
أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَاء قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لَا يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ ﴿43﴾ قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿44﴾ وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ ﴿45﴾
آيا غير از خدا شفاعتگرانى براى خود گرفته‏اند بگو آيا هر چند اختيار چيزى را نداشته باشند و نينديشند (43) بگو شفاعت‏يكسره از آن خداست فرمانروايى آسمانها و زمين خاص اوست‏سپس به سوى او باز گردانيده مى‏شويد (44) و چون خدا به تنهايى ياد شود دلهاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند منزجر مى‏گردد و چون كسانى غير از او ياد شوند بناگاه آنان شادمانى مى‏كنند (45)
* در روز قيامت هيچكس از خود اختياري ندارد و همه امور تحت فرمان حق تعالي است
سوره طه 108 الي 111
يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَت الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا ﴿108﴾ يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا ﴿109﴾ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا ﴿110﴾وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا ﴿111﴾
در آن روز [همه مردم] داعى [حق] را كه هيچ انحرافى در او نيست پيروى مى‏كنند و صداها در مقابل [خداى] رحمان خاشع مى‏گردد و جز صدايى آهسته نمى‏شنوى (108) در آن روز شفاعت [به كسى] سود نبخشد مگر كسى را كه [خداى] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آيد (109) آنچه را كه آنان در پيش دارند و آنچه را كه پشت‏سر گذاشته‏اند مى‏داند و حال آنكه ايشان بدان دانشى ندارند (110) و چهره‏ها براى آن [خداى] زنده پاينده خضوع مى‏كنند و آن كس كه ظلمى بر دوش دارد نوميد مى‏ماند (111)
از آيات فوق استنباط ميگردد كه اگر شفاعتي هم در روز قيامت باشد اولاً: اين شفاعت منوط به رخصت الهي خواهد بود، ثانياً: اگر در اين آيات دقت شافي بعمل آوريم، مشاهده مينمائيم كه دو بار به رحمانيت الله تأكيد گرديده و براستي چه كسي از خداوند به بندگانش مهربانتر و دلسوزتر است كه بيايد شفاعت كسي را نزد خداوند بكند و همچنين چه كسي به مصلحت امور از خداوند عالم تر است؟ و چه كسي از خداوند آگاهتر به حال بندگان است؟
و ضمناً در انتهاي آيه ملاحظه ميكنيم كه خداوند ميفرمايد: وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا ﴿111﴾ و همانا زيانكار شود آنكس كه ستمي را برداشت
و ميدانيم كه يكي از مصاديق ظلم در قرآن شرك ميباشد پس بايد فقط خداوند را شفيع خود بدانيم و تابع اوامر الهي باشيم و اميدوار به لطف و بخشش او بوده و بدانيم كه در روز رستاخيز از دست شفيعاني كه در خيال و پندار باطل خويش براي خود تراشيده ايم كاري ساخته نيست و فقط اوست كه فعال مايشائي است و اوست كه رحم كننده ترين رحم كنندگان است و اوست فريادرس نداكنندگان. ما هرگز اين اميد واهي را نبايد داشته باشيم كه در فرداي قيامت محمد رسول الله شفيع ما نزد الله رب العالمين خواهد بود چراكه اين تصور انحرافي، مصداق عيني شرك به خدا تلقي گرديده و به معناي خروج از دايره توحيد و اسلاميت ميباشد پس مسلمين بايستي تابع ولايت الله بوده و از دستورات مولاي خود(خدا) رهنمود و خط مشي بگيرند و به حدود و مرزهاي الهي كه در قرآن ترسيم گرديده تجاوز نكرده و تقوي پيشه سازند
* براي كساني كه مستحق آتش جهنم هستند از دست محمد رسول الله هم كاري ساخته نيست
سوره زمر آيات 19 الي 20
أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ ﴿19﴾ لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَّبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ ﴿20﴾
پس آيا كسى كه فرمان عذاب بر او واجب آمده ، آيا تو كسى را كه در آتش است مى‏رهانى (19) ليكن كسانى كه از پروردگارشان پروا داشتند براى ايشان غرفه‏هايى است كه بالاى آنها غرفه‏هايى [ديگر] بنا شده است نهرها از زير آن روان است وعده خداست‏خدا خلاف وعده نمى‏كند (20)
پس استنتاج ميشود كه هيچكس توانائي و اجازه شفاعتي را نداشته مگر آنكس را كه خداوند تعيين كند و به او رخصت دهد
* محمد رسول الله از شما باز خواست نخواهد کرد
سوره رعد 40
فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ ﴿40﴾
جز اين نيست كه بر تو رساندن [پيام] است و بر ما حساب [باز خواست آنان] (40)
* محمد رسول الله نمى تواند به شما سود يا زيانى برساند
سوره يونس آيه 49
قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ ﴿49﴾
بگو براى خود زيان و سودى در اختيار ندارم مگر آنچه را كه خدا بخواهد (49)
سوره جن آيه 21
قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا ﴿21﴾
بگو من براى شما اختيار زيان و هدايتى را ندارم (21)
به اين دليل، محمد رسول الله شما را در بهشت وارد نخواهد کرد و نه شما را از جهنم نجات خواهد داد و جلوى او باز خواستى نخواهد شد و نه مى تواند به شما سود يا زيانى برساند؛ تنها مأموريت او تحويل دادن قرآن بود و لاغير . اطاعت از رسول(پيام رسان) نيز به معناي اطاعت از قرآن بوده فلذا بر مسلمين و موحدين واجب است تحت تأثير احاديث و رواياتي كه ساخته و پرداخته قرآن ستيزان است قرار نگيرند.
سوره انبياء آيات 25 الي 29
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ ﴿25﴾ وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ ﴿26﴾ لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ ﴿27﴾ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ ﴿28﴾ وَمَن يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلَهٌ مِّن دُونِهِ فَذَلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ كَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ ﴿29﴾
و پيش از تو هيچ پيامبرى نفرستاديم مگر اينكه به او وحى كرديم كه خدايى جز من نيست پس مرا بپرستيد (25) و گفتند [خداى] رحمان فرزندى اختيار كرده منزه است او بلكه [پيغمبران] بندگانى ارجمندند (26) كه در سخن بر او پيشى نمى‏گيرند و خود به دستور او كار مى‏كنند (27) آنچه فراروى آنان و آنچه پُشت‏سرشان است مى‏داند و جز براى كسى كه [خدا] رضايت دهد شفاعت نمى‏كنند و خود از بيم او هراسانند او آينده و گذشته آنان را مى داند. آنها شفاعت نمى کنند، مگر براى کسانيکه او قبلاً پذيرفته باشد و آنها نگران خودشان هستند.(28) و هر كس از آنان بگويد من [نيز] جز او خدايى هستم او را به دوزخ كيفر مى‏دهيم [آرى] سزاى ستمكاران را اين گونه مى‏دهيم (29)
* ايمان به اينکه کسى غير از خدا ميتواند شفاعت ما را بعهده بگيرد، تا گناهان ما بخشيده شود يا خواسته هاى ما برآورده شود، بمنزله ی قرار دادن خداياني در كنار خداست.
سوره انعام آيه 19
قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ﴿19﴾
بگو گواهى چه كسى از همه برتر است بگو خدا ميان من و شما گواه است و اين قرآن به من وحى شده تا به وسيله آن شما و هر كس را [كه اين پيام به او] برسد هشدار دهم آيا واقعا شما گواهى مى‏دهيد كه در جنب خدا خدايان ديگرى است بگو من گواهى نمى‏دهم بگو او تنها معبودى يگانه است و بى‏ترديد من از آنچه شريك [او] قرار مى‏دهيد بيزارم (19)
قرآن اعلام ميدارد که قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ﴿44﴾ زمر: بگو شفاعت‏يكسره از آن خداست، و همينطور "هيچگونه شفاعتى در روز قيامت" انجام نخواهد شد َيآ أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿254﴾ بقره: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از آنچه به شما روزى داده‏ايم انفاق كنيد پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن نه داد و ستدى است و نه دوستى و نه شفاعتى و كافران خود ستمكارانندپس براستي انسانهائي كه اعتقاد به شفاعت بندگان در روز قيامت دارند هرگز اين سؤال در ذهنشان تداعي نكرده كه چگونه اين باصطلاح معصومين؟! تشخيص ميدهند كه فلان كس مستحق شفاعت است يا خير؟ براستي اين مفهوم شرك آلود از شفاعت به معناي الوهيت بخشيدن به بندگان خدا نيست؟
* شفاعت يكسره از آنِ خداست
سوره بقره آيه 48
وَاتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ ﴿48﴾
و بترسيد از روزى كه هيچ كس چيزى [از عذاب خدا] را از كسى دفع نمى‏كند و نه از او شفاعتى پذيرفته و نه به جاى وى بدلى گرفته مى‏شود و نه يارى خواهند شد (48)
سوره مدثر آيه 48
فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ ﴿48﴾
از اين رو شفاعت‏شفاعت‏كنندگان به حال آنها سودى نمى‏بخشد (48)
سوره انعام آيه 94
وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاء ظُهُورِكُمْ وَمَا نَرَى مَعَكُمْ شُفَعَاءكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاء لَقَد تَّقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿94﴾
همان گونه كه شما را نخستين بار آفريديم [اكنون نيز] تنها به سوى ما آمده‏ايد و آنچه را به شما عطا كرده بوديم پشت‏سر خود نهاده‏ايد و شفيعانى را كه در [كار] خودتان شريكان [خدا] مى‏پنداشتيد با شما نمى‏بينيم به يقين پيوند ميان شما بريده شده و آنچه را كه مى‏پنداشتيد از دست‏شما رفته است (94)
سوره سجده آيه 4
مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ ﴿4﴾
براى شما غير از او سرپرست و شفاعتگرى نيست آيا باز هم پند نمى‏گيريد (4)
سوره زمر 44
قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿44﴾
بگو شفاعت‏يكسره از آن خداست فرمانروايى آسمانها و زمين خاص اوست‏سپس به سوى او باز گردانيده مى‏شويد
(44)
سوره بقره آيه 123
وَاتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ تَنفَعُهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ ﴿123﴾
و بترسيد از روزى كه هيچ كس چيزى [از عذاب خدا] را از كسى دفع نمى‏كند و نه بدل و بلاگردانى از وى پذيرفته شود و نه او را ميانجيگرى سودمند افتد و نه يارى شوند (123)
سوره بقره آيه 254 َ
يآ أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿254﴾
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از آنچه به شما روزى داده‏ايم انفاق كنيد پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن نه داد و ستدى است و نه دوستى و نه شفاعتى و كافران خود ستمكارانند (254)
سوره بقره آيه 48
وَاتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ ﴿48﴾
و بترسيد از روزى كه هيچ كس چيزى [از عذاب خدا] را از كسى دفع نمى‏كند و نه از او شفاعتى پذيرفته و نه به جاى وى بدلى گرفته مى‏شود و نه يارى خواهند شد (48)
سوره انعام 51
وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿51﴾
به وسيله اين [قرآن] كسانى را كه بيم دارند كه به سوى پروردگارشان محشور شوند هشدار ده [چرا] كه غير او براى آنها يار و شفيعى نيست باشد كه پروا كنند (51)
سوره انعام آيه 70
وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ
﴿70﴾
و كسانى را كه دين خود را به بازى و سرگرمى گرفتند و زندگى دنيا آنان را فريفته است رها كن و [مردم را] به وسيله اين [قرآن] اندرز ده مبادا كسى به [كيفر] آنچه كسب كرده به هلاكت افتد در حالى كه براى او در برابر خدا يارى و شفاعتگرى نباشد و اگر [براى رهايى خود] هر گونه فديه‏اى دهد از او پذيرفته نگردد اينانند كه به [سزاى] آنچه كسب كرده‏اند به هلاكت افتاده‏اند و به [كيفر] آنكه كفر مى‏ورزيدند شرابى از آب جوشان و عذابى پر درد خواهند داشت (70)
سوره انعام آيه 94
وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاء ظُهُورِكُمْ وَمَا نَرَى مَعَكُمْ شُفَعَاءكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاء لَقَد تَّقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿94﴾
و همان گونه كه شما را نخستين بار آفريديم [اكنون نيز] تنها به سوى ما آمده‏ايد و آنچه را به شما عطا كرده بوديم پشت‏سر خود نهاده‏ايد و شفيعانى را كه در [كار] خودتان شريكان [خدا] مى‏پنداشتيد با شما نمى‏بينيم به يقين پيوند ميان شما بريده شده و آنچه را كه مى‏پنداشتيد از دست‏شما رفته است (94)
سوره يونس 18
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿18﴾
و به جاى خدا چيزهايى را مى‏پرستند كه نه به آنان زيان مى‏رساند و نه به آنان سود مى‏دهد و مى‏گويند اينها نزد خدا شفاعتگران ما هستند بگو آيا خدا را به چيزى كه در آسمانها و در زمين نمى‏داند آگاه مى‏گردانيد او پاك و برتر است از آنچه [با وى] شريك مى‏سازند (18)
سوره شعراء آيه 92 الي 100
وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿92﴾ مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ ﴿93﴾ فَكُبْكِبُوا فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ ﴿94﴾ وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ ﴿95﴾ قَالُوا وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ ﴿96﴾ تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿97﴾إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿98﴾ وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ ﴿99﴾ فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ ﴿100﴾
و به آنان گفته مى‏شود آنچه جز خدا مى‏پرستيديد كجايند (92) آيا ياريتان مى‏كنند يا خود را يارى مى‏دهند (93) پس آنها و همه گمراهان در آن [آتش] افكنده مى‏شوند (94) [نيز] همه سپاهيان ابليس (95) آنها در آنجا با يكديگر ستيزه مى‏كنند [و] مى‏گويند (96) سوگند به خدا كه ما در گمراهى آشكارى بوديم (97) آنگاه كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مى‏كرديم (98) و جز تباهكاران ما را گمراه نكردند (99) در نتيجه شفاعتگرانى نداريم (100)
سوره روم 11 الي 13
اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿11﴾وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ ﴿12﴾ وَلَمْ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَائِهِمْ شُفَعَاء وَكَانُوا بِشُرَكَائِهِمْ كَافِرِينَ ﴿13﴾
خداست كه آفرينش را آغاز و سپس آن را تجديد مى‏كند آنگاه به سوى او بازگردانيده مى‏شويد (11) و روزى كه قيامت برپا شود مجرمان نوميد مى‏گردند (12) و براى آنان از شريكانشان شفيعانى نيست و خود منكر شريكان خود مى‏شوند (13)
سوره سجده آيه 4
مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ ﴿4﴾
براى شما غير از او سرپرست و شفاعتگرى نيست آيا باز هم پند نمى‏گيريد (4)
سوره يس آيه 23
أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلاَ يُنقِذُونِ ﴿23﴾
آيا به جاى او خدايانى را بپرستم كه اگر [خداى] رحمان بخواهد به من گزندى برساند نه شفاعتشان به حالم سود مى‏دهد و نه مى‏توانند مرا برهانند (23)
سوره زمر 43 الي 44
أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَاء قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لَا يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ ﴿43﴾ قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿44﴾
آيا غير از خدا شفاعتگرانى براى خود گرفته‏اند بگو آيا هر چند اختيار چيزى را نداشته باشند و نينديشند (43) بگو شفاعت‏يكسره از آن خداست فرمانروايى آسمانها و زمين خاص اوست‏سپس به سوى او باز گردانيده مى‏شويد (44)
سوره غافر آيه 18
وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ ﴿18﴾
و آنها را از آن روز قريب[الوقوع] بترسان آنگاه كه جانها به گلوگاه مى‏رسد در حالى كه اندوه خود را فرو مى‏خورند براى ستمگران نه يارى است و نه شفاعتگرى كه مورد اطاعت باشد (18)
سوره مدثر آيات 41 الي 48
عَنِ الْمُجْرِمِينَ ﴿41﴾مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ﴿42﴾ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ﴿43﴾ وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ ﴿44﴾وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ ﴿45﴾وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿46﴾حَتَّى أَتَانَا الْيَقِينُ ﴿47﴾فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ ﴿48﴾
درباره مجرمان (41) چه چيز شما را در آتش [سقر] درآورد (42) گويند از نمازگزاران نبوديم (43) و بينوايان را غذا نمى‏داديم (44) با هرزه‏درايان هرزه‏درايى مى‏كرديم (45) و روز جزا را دروغ مى‏شمرديم (46) تا مرگ ما در رسيد (47) از اين رو شفاعت‏شفاعت‏كنندگان به حال آنها سودى نمى‏بخشد (48)
سوره بقره آيه 255
اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ﴿255﴾
خداست كه معبودى جز او نيست زنده و برپادارنده است نه خوابى سبك او را فرو مى‏گيرد و نه خوابى گران آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست كيست آن كس كه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند آنچه در پيش روى آنان و آنچه در پشت‏سرشان است مى‏داند و به چيزى از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمى‏يابند كرسى او آسمانها و زمين را در بر گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار نيست و اوست والاى بزرگ (255)
سوره طه آيه 109
يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا ﴿109﴾
در آن روز شفاعت [به كسى] سود نبخشد مگر كسى را كه [خداى] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آيد (109)
سوره نجم آيه 26
وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى ﴿26﴾
و بسا صاحبان دستوري كه در آسمانهايند [و] شفاعتشان به كارى نيايد مگر پس از آنكه خدا به هر كه خواهد و خشنود باشد اذن دهد (26)
سوره انبياء آيه 27 الي 28
لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ ﴿27﴾يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ ﴿28﴾
كه در سخن بر او پيشى نمى‏گيرند و خود به دستور او كار مى‏كنند (27) آنچه فراروى آنان و آنچه پشت‏سرشان است مى‏داند و جز براى كسى كه [خدا] رضايت دهد شفاعت نمى‏كنند و خود از بيم او هراسانند (28)
سوره يونس آيه 3
إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ﴿3﴾
پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد سپس بر عرش استيلا يافت كار [آفرينش] را تدبير مى‏كند شفاعتگرى جز پس از اذن او نيست اين است‏خدا پروردگار شما پس او را بپرستيد آيا پند نمى‏گيريد (3)
سوره زخرف 86
وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿86﴾
و كسانى كه به جاى او مى‏خوانند [و مى‏پرستند] اختيار شفاعت ندارند مگر آن كسانى كه آگاهانه به حق گواهى داده باشند (86)
سوره سباء ايه 23
وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿23﴾
وشفاعتگرى در پيشگاه او سود نمى‏بخشد مگر براى آن كس كه به وى اجازه دهد تا چون هراس از دلهايشان برطرف شود مى‏گويند پروردگارتان چه فرمود مى گويند حقيقت و هموست بلندمرتبه و بزرگ (23)
والسلام - عبدالرحمن حنيف

دیدگاه قرآن پیرامون مرتدین

بسم الله الرحمن الرحیم
حكم مهدورالدم و مهدورالمال بودن مرتد در ميان فريقين " اهل سنت و تشیع " مورد اجماع بوده و در فقه شيعه مستند به اخبار امامان اين مذهب است. بطور مشخص پنج حديث از امام محمد باقر و امام جعفر صادق نقل شده كه طبق آن هر كس مرتد شود خونش مباح و زنش به او حرام مي شود فقهاي شيعه ميان مرتد ملي و مرتد فطري تمايز نهاده و مي گويند مرتد ملي را توبه مي دهند اگر توبه نكرد يا تكرار كرد كُشته مي شود اما مرتد فطري توبه داده نمي شود. و اما ديدگاه قرآن در مورد ارتداد: حكم اسلامِ قرآني در مورد كساني كه تغيير عقيده داده اند در آيات متعدد قرآني لحاظ گرديده است در قرآن 5 آيه درباره ارتداد است:
سوره بقره آيه 217
وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿217﴾
آنان پيوسته با شما مى‏جنگند تا اگر بتوانند شما را از دينتان برگردانند و كسانى از شما كه از دين خود برگردند و در حال كفر بميرند آنان كردارهايشان در دنيا و آخرت تباه مى‏شود و ايشان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود (217)
سوره آل عمران 90 الي 91
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الضَّآلُّونَ ﴿90﴾ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ الأرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ افْتَدَى بِهِ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ ﴿91﴾
كسانى كه پس از ايمان خود كافر شدند سپس بر كفر [خود] افزودند هرگز توبه آنان پذيرفته نخواهد شد و آنان خود گمراهانند (90) در حقيقت كسانى كه كافر شده و در حال كفر مرده‏اند اگر چه [فراخناى] زمين را پر از طلا كنند و آن را [براى خود] فديه دهند هرگز از هيچ يك از آنان پذيرفته نگردد آنان را عذابى دردناك خواهد بود و ياورانى نخواهند داشت (91)
سوره مائده آيه 54
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿54﴾
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد هر كس از شما از دين خود برگردد به زودى خدا گروهى [ديگر] را مى‏آورد كه آنان را دوست مى‏دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند [اينان] با مؤمنان فروتن [و] بر كافران سرفرازند در راه خدا جهاد مى‏كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمى‏ترسند اين فضل خداست آن را به هر كه بخواهد مى‏دهد و خدا گشايشگر داناست (54)
سوره محمد آيه 25
إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ ﴿25﴾ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ ﴿26﴾فَكَيْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمْ الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ ﴿27﴾ ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ ﴿28﴾
بى‏گمان كسانى كه پس از آنكه [راه] هدايت بر آنان روشن شد [به حقيقت] مرتد شدند شيطان آنان را فريفت و به آرزوهاى دور و درازشان انداخت (25) چرا كه آنان به كسانى كه آنچه را خدا نازل كرده خوش نمى‏داشتند گفتند ما در كار [مخالفت] تا حدودى از شما اطاعت‏خواهيم كرد و خدا از همداستانى آنان آگاه است (26) پس چگونه [تاب مى‏آورند] وقتى كه فرشتگان [عذاب] جانشان را مى‏ستانند و بر چهره و پشت آنان تازيانه مى‏نوازند (27) زيرا آنان از آنچه خدا را به خشم آورده پيروى كرده‏اند و خرسنديش را خوش نداشتند پس اعمالشان را تباه گردانيد (28)
از آيات فوق اين مهم استخراج و استنباط ميگردد در هيچ يك از آنها مجازات دنيوي براي مرتد مقررنشده و تنها نكته اي كه گفته شده اين است كه اعمال مُرتد در دنيا و آخرت حبط (تباه) ميگردد و در آخرت از زيانكاران بوده و آتش جهنم نصيب او خواهد شد.
سوره نساء آیه 137
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّمْ يَكُنِ اللّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلاَ لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا ﴿۱۳۷﴾ كسانى كه ايمان آوردند سپس كافر شدند و باز ايمان آوردند سپس كافر شدند آنگاه به كفر خود افزودند قطعاً خدا آنان را نخواهد بخشيد و راهى به ايشان نخواهد نمود (۱۳۷)
واجب القتل دانستن مُرتد فقط مستند به چند روايت مجعول است كه با آيات قرآن مانند آيه 32 مائده كه قتل فردي را جز در موردي كه مرتكب قتل نفس بيگناهي شده باشد ممنوع ميداند و وظيفه پيامبر چيزي نيست مگر بيان و ابلاغ آشكارقرآن و تنها مأموريت وي شناساندن قرآن بوده و لاغير و مردم ميتوانند در كمال آزادي راه كفر و ايمان را برگزينند، چرا كه اگر خداوند اراده ميكرد همه را مؤمن به شريعت اسلام ميكرد و محمد رسول الله وكيل و مسلط بر مردم نيست كه بخواهد به اجبار آنها را به بهشت ببرد و نتيجه اينكه در پذيرش دين اسلام اجباري نيست.
سوره مائده آيه 32
مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا ﴿32﴾
هر كس بُكشد نفسي را به غير نفسي يا فساد در زمين پس به مانند اين است كه كُشته است مردم را همگي(32)
خداوند به رسول فرمان ميدهد كه تابع حكم الله بوده و فقط حكم الله را اجرا نمايد ولاغير:
سوره يونس آيه 109
وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّىَ يَحْكُمَ اللّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ ﴿109﴾
از آنچه بر تو وحى مى‏شود پيروى كن و شكيبا باش تا خدا [ميان تو و آنان] حكم كند و او بهترين حكم كنندگان است (109)
سوره مائده آيه 49
وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ اللّهُ ﴿49﴾
و آنكه حكم كن ميان ايشان بدآنچه خدا نازل كرد
سوره يونس آيه 99
وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ ﴿99﴾
اگر پروردگار تو مى‏خواست قطعاً هر كه در زمين است همه آنها يكسر ايمان مى‏آوردند پس آيا تو مردم را اجبار مى‏كنى كه بگروند (99)
سوره بقره آيه 256
لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ﴿256﴾
* پذيرش دين اجباري نيست
سوره انعام 107
وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ﴿107﴾
و اگر خدا مى‏خواست آنان شرك نمى‏آوردند و ما تو را بر ايشان نگهبان نكرده‏ايم و تو وكيل آنان نيستى (107)
سوره كهف 29
وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ ﴿29﴾
بگو حق از پروردگارتان [رسيده] است پس هر كه بخواهد بگرود و هر كه بخواهد انكار كند
سوره عنكبوت 18
وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿18﴾
و اگر تكذيب كنيد قطعا امتهاى پيش از شما [هم] تكذيب كردند و بر پيامبر [خدا] جز ابلاغ آشكار [وظيفه‏اى] نيست (18)
سوره نور 54
وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿54﴾
و نيست بر رسول مگر رساندن آشكار
متأسفانه بدليل متروك و مهجور ماندن قرآن در بين مسلمين شاهد هستيم كه اكثريت مردم بجاي پيروي نمودن از احكام و دستورات و قوانين الهي، تابع ولايت شيطان و طاغوت بوده و اوامر آنها را در غالب احاديث و سنت جعلی بر قوانين الله رب العالمين ترجيح داده اند. آري علت بدبختي و ضلالت مسلمين آن است كه كلام خدا را متروك و مهجور نموده و بئس البدل آن به يك مُشت موهومات و خرافاتي دست آخته اند كه منشاء آن ساخته و پرداخته خدكاران مذهبي و دكانداران ديني است كه بنام احاديث و روايات و كتب ادعيه كه از يك دسته غُلاة(غُلوكننده ها) و جعالان به يادگار مانده و چنانكه مي بينيم بازار اين افتراآت(استفتائات) و خرافات و اباطيل مذهبي كه از اجماع وذهن پليد اين به اصطلاح علماء اسلامي؟! تراوش پيدا كرده ، رايج است و نهايت اينكه مسلمين را از قرآن دور كرده و از مسير صراط المستقيم توحيدي خارج نموده اند.
سوره فرقان 30
وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا ﴿30﴾
و پيامبر [خدا] گفت پروردگارا قوم من اين قرآن را رها كردند (30)
سوره نساء آيات 60 الي 61
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيدًا ﴿60﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُودًا ﴿61﴾
آيا نديده‏اى كسانى را كه مى‏پندارند به آنچه به سوى تو نازل شده و [به] آنچه پيش از تو نازل گرديده ايمان آورده‏اند [با اين همه] مى‏خواهند داورى ميان خود را به سوى طاغوت ببرند با آنكه قطعا فرمان يافته‏اند كه بدان كفر ورزند و[لى] شيطان مى‏خواهد آنان را به گمراهى دورى دراندازد (60) و چون به ايشان گفته شود به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر [او] بياييد منافقان را مى‏بينى كه از تو سخت روى برمى‏تابند (61)
سوره بقره 170
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ ﴿170﴾ و چون به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل كرده است پيروى كنيد مى‏گويند نه بلكه از چيزى كه پدران خود را بر آن يافته‏ايم پيروى مى‏كنيم آيا هر چند پدرانشان چيزى را درك نمى‏كرده و به راه صواب نمى‏رفته‏اند [باز هم در خور پيروى هستند] (170)
شارع دين در اسلام فقط خداست واوست كه حكم صادرمينمايد و در حكم خويش احدي را شريك نميكند و هر حكمي در غالب احاديث نبوی و روايات در برابر قرآن منسوخ و باطل است و هر حكمي شريك شريعت الله قرار گيرد ملغي است:
سوره شورا 21
أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ ﴿21﴾
آيا ايشان را شريكاني است كه شرع مي كنند براي ايشان از دين آنچه را بر ان خدا اجازه نداده
سوره كهف 26
وَلَا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا ﴿26﴾
و هيچ كس را در حكم خويش شريك نمى‏گرداند(26)
پس حكم مهدورالدم بودن مرتد با استناد به آيات شريف قرآن مردود بوده و حكم كسي كه تغيير عقيده داده، اين است كه تنها اعمال مرتد در دنيا و آخرت حبط( تباه) گشته و در آخرت از زيانكاران خواهد بود و آتش جهنم نصيب او خواهد شد و مجازات دنيوي (مهدورالدم بودن مرتد) و قتل او در تعاليم عاليه دين مبين اسلام وجود خارجي نداشته و كساني كه حكم نكنند بدآنچه خدا نازل كرده كافر(مائده/44)، ظالم(مائده /45)و فاسق(مائده/47) بوده و از دايره توحيد و اسلاميت خارج ميشوند.
والسلام - عبدالرحمن حنیف

برنامه اسلام پیرامون جنگ

بسم الله الرحمن الرحیم
سوره نساء آیه 76
الَّذِينَ آمَنُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا ﴿۷۶﴾ كسانى كه ايمان آورده‏اند در راه خدا كارزار مى‏كنند و كسانى كه كافر شده‏اند در راه طاغوت مى‏جنگند پس با ياران شيطان بجنگيد كه نيرنگ شيطان [در نهايت] ضعيف است (۷۶)
يكي از معتقدات اسلامي توحيد است، توحيد مهمترين ماده مرامنامه مسلمانان است، توحيد يعني يكتاپرستي،خالق پرستي و عقيده به حاكميت و مالكيت مطلقه و فعال مايشائي آفريدگار و نفي اين صفات از ديگران بموجب معتقدات اسلامي، انسان موظف است حاكم مطلق را بپرستد، حاكم پرستي اساس توحيد است اما بايد توجه داشت كه حاكم مطلق كسي جز آفريدگار انسان و جهان نيست، پرستش از آنجهت به خداوند اختصاص يافته است كه حاكميت مطلقه و فعال مايشائي بوي متعلق و منحصر است.
سوره يوسف آيه 40
إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿۴۰﴾ حاکمیت جز براى خدا نيست دستور داده كه جز او را نپرستيد اين است دين استوار ولى بيشتر مردم نمى‏دانند (۴۰)
موحدين با گرويدن به چنين عقايدي حكومت كردن و امر تعيين مناسبات اجتماعي بشر را بذات لايزال اختصاص ميدهند، حاكميت مطلقه افراد را نفي و تقبيح ميكنند، هيچكس را نميپرستند و بفرامين بي قيد و شرط هيچ قدرتي گردن نمي نهند.
عقايد اسلامي برخلاف خُرافات رايج در برخي مذاهب و مسلكها ، در متن حيات اجتماعي قرار گرفته و جوهره سياست است، اعتقاد به آنها انگيزه يك دگرگوني ژرف اجتماعي و سياسي ميشود، انقلابي را پديد مي آورد كه مسند اُلُوهِيّت جبّاران و اندوخته تاجرمسلكان ، نخستين طعمه هاي سركش آن است.
اعتقاد اسلامي با همراه داشتن ايده هاي انقلابي از نوع توحيد، ضديت با رژيمهاي ناهنجار سياسي و تعارض با كساني را كه از آنها منتفع ميشوند در درون خود مي پروراند. اين عقايد، مباني ايدئولوژيك جهاد اسلامي و مكمل آن هستند، در روشنائي فروزان چنين عقايد و مكتبي است كه مجاهدين اسلام، راه شور انگيزترين نهضت تاريخ بشر را پيش ميگيرند، طوفاني سهمگين برضد اربابان تصنعي و تبهكاران سياسي برپا ميكنند.
مسلمانان موظفند دامنه عقيده و نظام اجتماعيشان را بر سراسر جهان بگسترانند، اين عمل خواه ناخواه با واژگوني و تكوين دائمي رژيم هاي سياسي و نظامات اجتماعي مقرون خواهد بود، تا دستگاههاي ظالم و نظامات ضدانساني در گوشه و كنار جهان برپاست مبارزه پيگير مجاهدين اسلام به پايان نمي رسد، هميشگي و همه جائي بودن جهاد اسلامي تابعي است از معتقدات واز مشخصه هاي ويژه مسلمان آگاه ومسئول ميباشد.
خداوند متعال مسلمانان را به پيكار دائمي در جهت انهدام نظامات مبتنی بر شرک و کفر و بسط مكتب نجاتبخش اسلام و استقرار نهائي نظام توحيدي دستور داده است:
سوره بقره آيه 193
وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿۱۹۳﴾ با آنان بجنگيد تا ديگر فتنه‏اى نباشد و دين مخصوص خدا شود پس اگر دست برداشتند تجاوز جز بر ستمكاران روا نيست (۱۹۳)
و سوره الانفال آيه 39
وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿۳۹﴾ و با آنان بجنگيد تا فتنه‏اى بر جاى نماند و دين يكسره از آن خدا گردد پس اگر [از كفر] بازايستند قطعا خدا به آنچه انجام مى‏دهند بيناست (۳۹)
البته برای تحقق این هدف (وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه) مردم را به پذیرفتن عقیده خود مجبور نمی سازد، بلکه تنها موانع توحید" جباران ( نظامات ستمگر سیاسی و مادی)- مَلاء (اشراف- ثروت اندوزان )- مُترفین( افراد لذت طلب، عیاش و لجام گسیخته)- روحانیون فاسد (دکانداران دین و خدعه کاران مذهبی) و بسیاری از مقلدین( مستضعفینی که قدرت تشخیص حق از باطل را ندارند) را از میان برمی دارد تا مردم بتوانند با آزادی کامل برنامه اسلام " لا اله الا الله " را بپذیرند یا رد کنند،پس اولین وظیفه موحدین راستین قرآنی دگرگون ساختن وضعیت موجود جامعه است، بایستی این وضع موجود جاهلی را از اساس تغییر دهیم چون با برنامه و جهان بینی اسلامی تضادی بنیادی دارد و همواره با خشونت و قهر درصدد است که نگذارد مسلمین مطابق برنامه الهی " لا اله الا الله" زندگی کنند.
سوره بقره 217
وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ ﴿۲۱۷﴾ و آنان پيوسته با شما مى‏جنگند تا اگر بتوانند شما را از دينتان برگردانند (۲۱۷)
سوره ابراهیم 13
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُم مِّنْ أَرْضِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ ﴿۱۳﴾ كسانى كه كافر شدند به پيامبرانشان گفتند شما را از سرزمين خودمان بيرون خواهيم كرد مگر اينكه به كيش ما بازگرديد پس پروردگارشان به آنان وحى كرد كه حتما ستمگران را هلاك خواهيم كرد (۱۳)
سوره بروج آیات 1
قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ ﴿۴﴾ النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ ﴿۵﴾ إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ ﴿۶﴾ وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ ﴿۷﴾ وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ﴿۸﴾ مرگ بر آدم‏سوزان خندق (۴)همان آتش مايه‏دار [و انبوه] (۵)آنگاه كه آنان بالاى آن [خندق به تماشا] نشسته بودند (۶)و خود بر آنچه بر [سر] مؤمنان مى‏آوردند گواه بودند (۷)و انتقام نگرفتند از ایشان جز اينكه به خداى ارجمند ستوده ايمان آورده بودند (۸)
از اينرو مسلمانان تا انهدام قطعي مراكز انحراف و بدانديشي و تا استقرار كامل دين اسلام به پيكار دامنه دارخویش ادامه ميدهند، زيرا اگر چنين نكنند گمراهي فتنه انگيز و فساد عظيمي بر جهان مستولي خواهد شد:
سوره بقره 251
وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿۲۵۱﴾ و اگر خداوند برخى از مردم را به وسيله برخى ديگر دفع نمى‏كرد قطعاً زمين تباه مى‏گرديد ولى خداوند نسبت به جهانيان تفضل دارد (۲۵۱)
بحكم آيات شريفه فوق الذكر، مسلمانان با آئين ها و نظامات كفرآلود و بيدادگرانه سرستيزه دارند و نسبت به آنها آشتي ناپذيرند، هيچيك از مسلمانان نمي توانند خويشتن را عضو حقيقي امّت اسلامي و جزئي از پيكره اش بدانند و در همانحال نسبت به نظام شرك آلود طبقاتی حاكم بي تفاوت بماند.
سوره التّوبه آيه 33
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ﴿۳۳﴾ اوست كه رسولش را با دين حقّ به هدايت فرستاد تا بر همه اديان تسلط دهد هر چند كافران نپسندند.
از اين آيه شريفه بطور قطعي درك ميشود كه دين حقّ همانا دين اسلام است و بايستي در جهان گسترش يابد و بر همه آئين ها چيره شود، مسلمانان هستندكه بايد با مبارزه اعتقادي خويش مذاهب و مسلكهاي مخالف را مغلوب سازند و براي گسترش كامل دينشان در سراسر گيتي موانعي را كه كافركيشان ايجاد كرده اند از بين ببرند، چراکه در سایه نظام قرآنی است که " عدالت واقعی اجتماعی " محقق میگردد نه در چارچوب نظامات مبتنی بر شرک ، کفر و خرافات.
سوره حدید 25
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ... ﴿۲۵﴾ راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به عدالت قیام کنند ... (۲۵)
كلمه جهاد از اصطلاحات ويژه اسلامي است، جهاد در لغت به معناي سعي و كوشش و تلاش ترجمه شده،امّت اسلامي هم در راه تحقق آرمان و رسيدن به كمال مطلوبش تكاپو ميكند اين تلاش تنها در يك جهت و از يك نوع و با توسّل بيك روش انجام نميگيرد،حرب، جنگ و پيكار" قتال فی سبیل الله" نیز یکی از اشکال جهاد میباشد.
جهاد واژه اي است جامع كه هرگونه سعي و مجاهدت را براي رسيدن به منظور معيني دربرميگيرد، سعي در تغيير آراء و عقايد مردم، تغيير عادات و آداب جامعه و ايجاد يك انقلاب فكري هر كدام يكي از مظاهر جهادند، چنانكه انهدام يك حكومت طاغوتی ،فاسد، شرك آلود و استقرار حكومتي بر اساس عدلت و آزادي از اشكال ديگر جهاد است.
جهاد اسلامي بيهدف نيست لكن از اغراض فردي سودجويانه ، تسلط طلبانه و حيواني عاري و مبرا است . جهاد تلاش همه جانبه و هميشگي در راه خداست. موحدین، عدالتخواهان و آزادگان به چنين مبارزه اي مبادرت ميورزند، كار كساني است كه مصمم هستند خود و ملتشان را سعادتمند ببينند و اگر نشد خويشتن را فداي صلاح و نيكبختي ديگران كنند.
آری تا ظلم است مبارزه هست و تا مبارزه است شکست و پیروزی ولی عاقبت پیروزی از آن مجاهدان فی سبیل الله خواهد بود
جهاد بايد حتماً در راه خدا و براي رضاي خدا صورت گيرد اين شرط لاينفك جهاد است(جهادفي سبيل الله)
سوره انعام 162
قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۶۲﴾ بگو در حقيقت نماز من و [ساير] عبادات من و زندگى و مرگ من براى خدا پروردگار جهانيان است (۱۶۲)
هدف در جهاد تدافعي عبارتست است از دفع تعدي تجاوزكاران، همينكه اين مقصود برآورده شد، پيكار نظامي تدافعي هم خاتمه مي يابد، خداوند ضمن فرمان دادن به جهاد تدافعي طرف پيكار و هدف آنرا مشخص فرموده است
سوره بقره آيه 190
وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ﴿۱۹۰﴾ و در راه خدا با كسانى كه با شما مى‏جنگند بجنگيد ولى از اندازه درنگذريد زيرا خداوند تجاوزكاران را دوست نمى‏دارد (۱۹۰)
سوره نساء آیه 90
فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْاْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا ﴿۹۰﴾ پس اگر از شما كناره‏گيرى كردند و با شما نجنگيدند و با شما طرح صلح افكندند [ديگر] خدا براى شما راهى [براى تجاوز] بر آنان قرار نداده است (۹۰)
اسلام هرگونه تروریسم یا تجاوز به حقوق غیر مسلمانان را نفی می کند و هیچ گونه تعرضی را به آنها مجاز نمی شمارد و مسلمانان تنها در برابر نیروی نظامی که برای جنگ با آنها آمده اند اجازه مبارزه مسلحانه می دهد.
دین اسلام در راستای اجرای عدالت پافشاری بسیار دارد ، بطوریکه مسلمین موظف به رعایت عدالت حتی در برابر دشمنان خود می باشند
سوره مائده 8
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿۸﴾ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد براى خدا به داد برخيزيد [و] به عدالت‏شهادت دهيد و البته نبايد دشمنى گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است و از خدا پروا داريد كه خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است (۸)
سوره ممتحنه آیات 8- 9
لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿۸﴾ إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۹﴾ [اما] خدا شما را از كسانى كه در [كار] دين با شما نجنگيده و شما را از ديارتان بيرون نكرده‏اند باز نمى‏دارد كه با آنان نيكى كنيد و با ايشان عدالت ورزيد زيرا خدا دادگران را دوست مى‏دارد (۸)فقط خدا شما را از دوستى با كسانى باز مى‏دارد كه در [كار] دين با شما جنگ كرده و شما را از خانه‏هايتان بيرون رانده و در بيرون‏راندنتان با يكديگر همپشتى كرده‏اند و هر كس آنان را به دوستى گيرد آنان همان ستمگرانند (۹)
حوزه قتال فی سبیل الله در قرآن مبین مشخص گردیده و مسلمانان بایستی در چارچوب فرامین الله گام بردارند نه بر اساس هوای نفسانی خویش ، چرا که در دیدگاه قرآن کُشتن یک انسان بیگناه به مانند کُشتن همه انسانهای روی زمین است
سوره مائده 32
... مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا ... ﴿۳۲﴾... هر كس كسى را جز به قصاص قتل يا [به كيفر] فسادى در زمين بكشد چنان است كه گويى همه مردم را كشته باشد ... (۳۲)
* قتال با کسانیکه که نقض پیمان می کنند
سوره توبه آیه 12
وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ ﴿۱۲﴾ و اگر سوگندهاى خود را پس از پيمان خويش شكستند و شما را در دينتان طعن زدند پس با پيشوايان كفر بجنگيد چرا كه آنان را هيچ پيمانى نيست باشد كه [از پيمان‏شكنى] باز ايستند (۱۲)
* قتال با آغازکنندگان جنگ
سوره توبه 13
أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَؤُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤُمِنِينَ ﴿۱۳﴾ چرا با گروهى كه سوگندهاى خود را شكستند و بر آن شدند كه فرستاده [خدا] را بيرون كنند و آنان بودند كه نخستين‏بار [جنگ را] با شما آغاز كردند نمى‏جنگيد آيا از آنان مى‏ترسيد با اينكه اگر مؤمنيد خدا سزاوارتر است كه از او بترسيد (۱۳)
* به کسانیکه مورد ظلم واقع شده اند، اجازه قتال داده شده است
سوره حج آیات 39- 40
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ ﴿۳۹﴾ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿۴۰﴾ به كسانى كه جنگ بر آنان تحميل شده رخصت [جهاد] داده شده است چرا كه مورد ظلم قرار گرفته‏اند و البته خدا بر پيروزى آنان سخت تواناست (۳۹) همان كسانى كه بناحق از خانه‏هايشان بيرون رانده شدند [آنها گناهى نداشتند] جز اينكه مى‏گفتند پروردگار ما خداست و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض ديگر دفع نمى‏كرد صومعه‏ها و كليساها و كنيسه‏ها و مساجدى كه نام خدا در آنها بسيار برده مى‏شود سخت ويران مى‏شد و قطعاً خدا به كسى كه [دين] او را يارى مى‏كند يارى مى‏دهد چرا كه خدا سخت نيرومند شكست‏ناپذير است (۴۰)
* برخورد مجاهدان اسلام در میدان جنگ با کفار و مشرکان
سوره محمد آیه 4
فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ ﴿۴﴾ پس چون با كسانى كه كفر ورزيده‏اند برخورد كنيد گردنها[يشان] را بزنيد تا چون آنان را [در كشتار] از پاى درآورديد پس [اسيران را] استوار در بند كشيد سپس يا [بر آنان] منت نهيد [و آزادشان كنيد] و يا فديه [و عوض از ايشان بگيريد] تا در جنگ اسلحه بر زمين گذاشته شود اين است [دستور خدا] و اگر خدا مى‏خواست از ايشان انتقام مى‏كشيد ولى [فرمان پيكار داد] تا برخى از شما را به وسيله برخى [ديگر] بيازمايد و كسانى كه در راه خدا كشته شده‏اند هرگز كارهايشان را ضايع نمى‏كند (۴)
سوره مائده 33
إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۳۳﴾ سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او مى‏جنگند و در زمين به فساد مى‏كوشند جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت‏يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند اين رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت (۳۳)
دین جامعی مانند اسلام باورمند به همزیستی مسالمت آمیز با مخالفین خویش بوده و الله رب العالمین دستور تنگ کردن زندگی برای مشرکان را نداده و حتی به پیامبر میفرماید:
سوره انعام 107
وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ﴿۱۰۷﴾ و اگر خدا مى‏خواست آنان شرك نمى‏آوردند و ما تو را بر ايشان نگهبان نكرده‏ايم و تو وكيل آنان نيستى (۱۰۷)
سوره یونس آیه 99
وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ ﴿۹۹﴾ اگر پروردگار تو مى‏خواست قطعاً هر كه در زمين است همه آنها يكسر ايمان مى‏آوردند پس آيا تو مردم را ناگزير مى‏كنى كه بگروند (۹۹)
سوره کهف 29
وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ ... ﴿۲۹﴾ و بگو حق از پروردگارتان [رسيده] است پس هر كه بخواهد بگرود و هر كه بخواهد انكار كند... (۲۹)
سوره بقره 256
لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ ...﴿۲۵۶﴾ در دين هيچ اجبارى نيست و راه از بيراهه بخوبى آشكار شده است ... (۲۵۶)
در سوره کافرون، علیرغم اینکه شرک به الله تنها " ذنب لایغفر" معرفی میگردد، باز بر حقوق آنها تأکید شده و گفته شده " لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ" یعنی شما میتوانید بر اساس قانون خودتان زندگی کنید و ما هم براساس قانون اسلام ( لا اله الا الله برنامه چگونه زیستن یک انسان موحد است).
و مؤمنان در برابر مزاحمت کفار و مشرکین، دعوت به مدارا شده اند :
سوره فرقان آیه 72
... وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا ﴿۷۲﴾ ... و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مى‏گذرند (۷۲)
سوره فرقان 63
وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ﴿۶۳﴾ و بندگان خداى رحمان كسانى‏اند كه روى زمين به نرمى گام برمى‏دارند و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند به ملايمت پاسخ مى‏دهند (۶۳)
سوره نحل آیه 125
ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿۱۲۵﴾ با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوه‏اى] كه نيكوتر است مجادله نماى در حقيقت پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راه‏يافتگان [نيز] داناتر است (۱۲۵)
مؤمن کسی است که با دشمن عقیدتی خود هم نرمخو و اهل ملاطفت باشد، چنانکه الله بر محمد رسول الله میفرماید:
سوره آل عمران آیه 159
فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ ﴿۱۵۹﴾ پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مى‏شدند پس از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در كار[ها] با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن زيرا خداوند توكل‏كنندگان را دوست مى‏دارد (۱۵۹)
همچنین الله رب العالمین از موسی میخواهد با فرعون با قول نرم صحبت کند
سوره طه ایات 43-44
اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ﴿۴۳﴾ فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى ﴿۴۴﴾ به سوى فرعون برويد كه او به سركشى برخاسته (۴۳)و با او سخنى نرم گوييد شايد كه پند پذيرد يا بترسد (۴۴)
* آزادی کامل کفار و مشرکان در پذیرش برنامه زندگی خود
سوره کافرون آیات 1-6
قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ﴿۱﴾لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ﴿۲﴾ وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿۳﴾ وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ ﴿۴﴾ وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿۵﴾ لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ ﴿۶﴾ بگو اى كافران (۱)آنچه مى‏پرستيد نمى‏پرستم (۲)و آنچه مى‏پرستم شما نمى‏پرستيد (۳)و نه آنچه پرستيديد من مى‏پرستم (۴)و نه آنچه مى‏پرستم شما مى‏پرستيد (۵)دين شما براى خودتان و دين من براى خودم (۶)
الله رب العالمین موحدین را حتی از دشنام دادن به مشرکان نهی میکند :
سوره انعام آیه 108
وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ ... ﴿۱۰۸﴾ و آنهايى را كه جز خدا مى‏خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى [و] به نادانى خدا را دشنام خواهند داد ...
(۱۰۸)
پس اگر می خواهید حقوق شما پایمال نشود ، حقوق مخالفان خود را حتی کفار و مشرکان را پاس دارید.
الله رب العالمین عقیده و حقوق را تفکیک کرده است، عقیده آنها باطل است اما تلازمی بین عقیده و حقوقشان نیست، آنجا که الله از قتال با مشرکین سخن گفته جایی است که آنها اقدام به جنگ و تجاوز علیه مسلمانان می کنند و دفاع در برابر تجاوز نه تنها در برابر مشرکان که حتی در برابر مسلمان هم واجب است، اگر مسلمانی هم به مسلمان دیگر تجاوز کرد، باید با آن مقابله کرد .
سوره حجرات آیه 9
وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿۹﴾ و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ميان آن دو را اصلاح دهيد و اگر [باز] يكى از آن دو بر ديگرى تعدى كرد با آن [طايفه‏اى] كه تعدى مى‏كند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد كه خدا دادگران را دوست مى‏دارد (۹)
سوره توبه آیه 6
وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْلَمُونَ ﴿۶﴾ و اگر يكى از مشركان از تو پناه خواست پناهش ده تا كلام خدا را بشنود سپس او را به مكان امنش برسان چرا كه آنان قومى نادانند (۶)
سوره انفال آیه 61
وَإِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا... ﴿۶۱﴾ و اگر به صلح گراييدند تو [نيز] بدان گراى... (۶۱)
* دستور الله رب العالمین در برخورد با اسیران و زندانیان
سوره انسان آیه 8
وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا ﴿۸﴾ و به [پاس] دوستى [خدا] بينوا و يتيم و اسير"زندانی " را خوراك مى‏دادند (۸)
در جهاد آزاديبخش نيز هدف ، رهائي بخشيدن توده هاي مظلوم از قيد و بند ستمگران و ظالمان ميباشد كه توسط مجاهدان اسلام صورت ميپذيرد، مسلمانان با اين پيكار ميخواهند يك نظام عادلانه و روابط مبتني بر انصاف و گذشت و مروّت را در ميان انسانهاي مظلوم و ستمديده تعميم دهند.
سوره نساء آيه 75
وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا ﴿۷۵﴾ و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و كودكان مستضعف نمى‏جنگيد همانان كه مى‏گويند پروردگارا ما را از اين شهرى كه مردمش ستم‏پيشه‏اند بيرون ببر و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده و از نزد خويش ياورى براى ما تعيين فرما (۷۵)
خدایا بیداری ، حرکت و اراده را در پرتو فرامین روشنگر خویش بر همه مظلومان و ستمدیدگان عنایت فرما – یارب چنین باد
والسلام – عبدالرحمن حنیف

جستجوی این وبلاگ

عبدالرحمن حنيف